متكلم ناشناس يهودي يعقوببنسليمان ظَرفتي است)1 رسالهاي در باب دوار (سرگيجه) نوشت و پروفيط دُوران تلمودي منجم بر كتاب اول قانون حاشيه نوشت.
4. آلمان. اينك معارف يهودي بيشتر در جنوب فرانسه و شبهجزيرهٴ اسپانيا متمركز شده بود و گزارش ما از ساير نقاط يهودينشين چندان دامنهاي ندارد. عجيب است كه هيچ نشانهاي از طب يهودي در ايتاليا تاكنون بهدست نياوردهام. در عوض سند درخور توجهي از آلمان داريم و آن قديميترين نسخهٴ خطي نسبتاً مهم به زبان يديش است، تنها يك ورق دربارهٴ خون گرفتن، كه در سال 1396 در كلن نوشته شدهاست.
5. صربستان. يهودابن موسي مُسكُني تلمودي صرب، يك يهودي سرگردان و عالم دربهدر بود كه در بسياري جزاير شرق مديترانه، مصر، مراكش، ايتاليا، مايوركا، پرپينيان بهسربرد. هيچ اثر پزشكي از او بهدست ما نرسيده است، ولي كتابخانهاش، كه آن را در مايوركا ايجاد كرد، حاوي مهمترين آثار پزشكي بود. ما از وي در اينجا بهعنوان يگانه نمايندهٴ پزشكان يهودي اروپاي شرقي ياد كرديم.
6. چين. مهمترين جامعهٴ يهودي ختا در كئاي فنگ ـ فو، در ايالت هُنان بود كه تاريخش به اواسط سدهٴ دوازدهم ميرسيد. تنها نام يك پزشك يهودي آن شهر به ما رسيده و او ين چئنگ است كه در سال 1421 از امپراتور اجازه گرفت تا كنيسهٴ قديم را مرمت كند. اين نشان ميدهد كه وي در ميان يهوديان و همچنين در جامعهٴ چين اعتباري داشته است. نام عبري او، اگر هم داشته، برمامعلوم نيست. احتمال دارد يهوديان چين هم مانند مسلمانان چين از ساير چينيان چندان متمايز نبودند و تنها فرقشان در دين و آيين نيايش بوده (بيشتر نفرت از گوشت خوك، كه برعكس خيلي مورد علاقهٴ چينيان بود). احتمال زيادي دارد اعمال طبي ين چئنگ كاملاً چيني بوده است.
ج. طب سامري
بايد يادداشت جداگانهاي را به سامريان اختصاص داد كه ميل نداشتند با يهوديان اشتباه شوند، با اين همه به آنان بيش از هر ملت ديگري نزديك بودند. تعدادي پزشكان سامري در دمشق و قاهره ميزيستند، كه قبلاً از دوتن برجستهترينشان سخن گفتهايم، صدقه بنمُنَجَع (سيزدهم ـ1) و موفقالدين (سيزدهم ـ2). فعلاً، ميتوان به اينها ابوسعيد عفيفعسقلاني راهم افزود (البته تاريخ زندگي او دقيقاً معلوم نيست) كه در قاهره مقام بلندي يافت و به شيخالاطبا ملقب شد. همهٴ اين پزشكان سامري به عربي مينوشتند. ابوسعيد عفيف منتخباتي از قانون و رسالهاي در باب بيماريهاي حاد تأليف كرد به نام اللمحةفيالطب.